شب های سرگشتگی

خرید بک لینک
امشو چه حالی داره دلچشمِی زلالی داره دلامشو خَوَر یارِن وَ توامشو چه بالی داره دلهی دم سرا ایرُم اِیامایپایه دل رهتهِ تِیامامشو قرارهِ قاصدیخندهِ بیارهِ هی رِیامامشو تموم ایبو غَمُمعمریِ بی تو مِن هَم شب های سرگشتگی...

ما را در سایت شب های سرگشتگی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 209 تاريخ: پنجشنبه 22 اسفند 1398 ساعت: 6:24

دل خوشی اصلا ندارد این دلِ غمگین من
می شود هم بعد از این تنها شدن آیین من

مثل خرمایی که رویِ قبر یک دُر دانه است
تلخ خواهد شد تمامِ لحظه ی شیرین من

دست هایت را که دیدم توی دست دیگری
با خودم گفتم دروغست ای دل خوش بین من

دست هایت را نگیر از من که کم می آورم
گرمیِ این دست هایت می شود تسکین من

مثل بیماری که در بخشی قرنطینهِ شده
هیچ کس دیگر نمی آید دمی بالین من
سرگشته
#سهراب_عرب_زاده

شب های سرگشتگی...

ما را در سایت شب های سرگشتگی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 197 تاريخ: پنجشنبه 22 اسفند 1398 ساعت: 6:24

هر چه باشی آخرش یک روز خامت می کنم
آخرش شرمنده ی مهر و مرامت می کنم

سر کش و مغرور باشی بی تفاوت بگذری
هر کجا می بینمت بازم سلامت می کنم

پرسه هر شب می زنم با دل حوالی های تو
چون غزالی تیز پا با مهر رامت می کنم

گر چه می دانم دلت با دیگری دل گرم هست
خانه ی گرمِ دلم را هم به نامت می کنم

آخرش هم دست هایت سهم دستم می شود
چشم هایم را دلم را فرش راهت می کنم
سرگشته
#سهراب_عرب_زاده

شب های سرگشتگی...

ما را در سایت شب های سرگشتگی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 214 تاريخ: پنجشنبه 22 اسفند 1398 ساعت: 6:24

از وطن بوی غم و درد فقط می شنوم
سوز سرمای شبِ سرد فقط می شنوم

هر کجا می گذرم یا که سخن می گویند
سخن از وحشت و نامرد فقط می شنوم

همه را غصه ی دوران به امان آورده
غم به ما بد چقدر کرد فقط می شنوم

صبر کردیم و نهایت ثمرش را دیدیم
آسمان بر سرم آورد فقط می شنوم

کاشکی همهمه ی ظلم به پایان برسد
خبر از راه عقب گرد فقط می شنوم
سرگشته
#سهراب_عرب_زاده

شب های سرگشتگی...

ما را در سایت شب های سرگشتگی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 218 تاريخ: پنجشنبه 22 اسفند 1398 ساعت: 6:24

تش بگیرا تا بدونی کهِ چه حالی داره دلدومنِ کُه بُرگَلِش چِشمِی زلالی داره دلتش گرُهتَن درد سوهتن بِی تماشا نیده دهسبِی نبیدت روزگارُم غصه وُ غم ایده دهساومدم تا دم سراتون اومدم بِی دل تشی نومدی سی دم شب های سرگشتگی...

ما را در سایت شب های سرگشتگی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 201 تاريخ: پنجشنبه 22 اسفند 1398 ساعت: 6:24

از عشق تو من شادمآزادم و آبادماونقد که می دونمشیرینی و فرهادمدستت توی دستامهچشمت توی چشمامهشادی چه از این بهترتویِ دل تو جامهاز سوز صدام امشببا دست دعام امشبمیگم که خدایا شکردل شاده خدام امشببا عشق ت شب های سرگشتگی...

ما را در سایت شب های سرگشتگی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 194 تاريخ: پنجشنبه 22 اسفند 1398 ساعت: 6:24

توی کفشای تو هم ریگه برو
برو با هر که دلت میگه برو
تو رو پس می زنم و می میرم
انتقامم رو ازت می گیرم

به خیالت منو می پیچوندی
توو حقیقت منو هی می روندی
دلمو می کُشم اما تو بدون
لایقِ من تو نبودی تو.... همون


تو کجا لایق عشقم بودی
تو منو این همه هی آزردی
بعد من از غم من می میری
با خودت قسمت خود درگیری

دل من ساده نبود عاشق بود
دل تو این همه نا لایق بود
سرگشته
#سهراب_عرب_زاده

شب های سرگشتگی...

ما را در سایت شب های سرگشتگی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 213 تاريخ: پنجشنبه 22 اسفند 1398 ساعت: 6:24

خودم رو می کنم بعد از تو آوارهبرو راحت دلت با هر کسی یارهخودم را می کنم راضی به هر سختیبه شرطی کهِ بفهمم شاد و خوشبختیدلت حتی اگر مرزِ جنون باشهیه کاری کن فقط دنبال اون باشهیه کاری کهِ تمومِ عاشقا کرد شب های سرگشتگی...

ما را در سایت شب های سرگشتگی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 217 تاريخ: پنجشنبه 22 اسفند 1398 ساعت: 6:24

تو کردی هر چه بد بی بُی دلِ ایما دلت ایخه
خیالت نی بسوزم روز شو تی نا دلت ایخه؟

خوت ایدونی وُ احوالت ندارهِ ارتباطی وَم
تو نیترسی خوتهِ هر رو بکن رسوا،دلت ایخه

زمون واگشته سی ایی عشق آدم هم دَ نیمیره
مثالِ مو که دل کَندُم پُرِ هم تا دلت ایخه

نه ایخوم عاشقت وابُم نه ایخوم عاشقم وابی
جفا کن تا بسوزهِ عشق ایی دنیا دلت ایخه

خومم لیلی خومم مجنون چه بهزِ عاشقی بُی خوم؟
دِ پا بندت نیابو دل بِره هر جا دلت ایخه
سرگشته
#سهراب_عرب_زاده

شب های سرگشتگی...

ما را در سایت شب های سرگشتگی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 202 تاريخ: پنجشنبه 19 دی 1398 ساعت: 23:46

نمانده چیز که تا بچه گانه گریه کنم
که دست غصه بَرَم زیر چانه گریه کنم

شنیده ام که خبر از رسانه می شنوی
کجا رسانه که تا در رسانه گریه کنم

رفیق هم که برایِ خوشی رفیق شود
کجا رَوَم که کمی دوستانه گریه کنم

دلم پر است پر از درد از زمانه ی خود
کجا؟ کنار چه کس از زمانه گریه کنم

در آشیانه ی خود هی نظاره می کنی و...
نصیب من شده بی آشیانه گریه کنم
سرگشته
#سهراب_عرب_زاده

شب های سرگشتگی...

ما را در سایت شب های سرگشتگی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 194 تاريخ: پنجشنبه 19 دی 1398 ساعت: 23:46

صفحه بندی